تصویر اسکن از تغییرات مغز یک عاشق

برگرفته از وبلاگ دکتر حسن شفیعی 

پزشکان با استفاده از فناوری اسکن مغز تصاویر باورنکردنی از رخدادهای مغز هنگام عاشق شدن ارائه کردند تا مشخص شود که چرا افرادی که عاشق می شوند گاهی غیر منطقی و حتی مضحک می شوند.

به گزارش مهر، پزشکان با انجام اسکن‌های مغزی متوجه تغییرات شیمیایی شده اند که در زمان عاشق شدن افراد در بخش‌های مختلف مغز رخ می‌دهد و مهمتر از همه در چنین شرایطی برخی از بخش‌های مختلف مغزی خاموش می شوند.

از سوی دیگر این اسکن‌های مغزی نشان داده است که عاشق شدن به گونه ای می تواند انسانها را عصبی و ناپایدار کند.

پزشکان و متخصصان این تحقیق ابراز امیدواری کردند که این تحقیقات روزی نشان می دهد که چرا تعدادی از ما در مواردی که به احساسات و عاطفه مربوط می شود پا را از حد فراتر می گذاریم.

بخشی از مغز که از آن با عنوان «لوب پیشانی یا قدامی» یاد می شود و برای قضاوت کردن حائز اهمیت است هنگام عاشق شدن از کار می افتد. تصویربرداری رزونانس مغناطیسی (MRI) قطع این فعالیت را تنها زمانی که فرد عاشق بوده نشان می دهد. این امر موجب شده که فرد از تمام انتقادها و یا تردیدها نسبت به کسی که دوست دارد، چشم پوشی کند.

سمیر ذکی استاد زیبایی شناسی ـ عصبی در دانشگاه کالج لندن اظهار داشت: وقتی به کسی که دوستش دارید نگاه می کنید، بخشهایی از مغزتان فعال می شوند، اما یک بخش بزرگ در مغز که نقش قضاوت را برعهده دارد از کار افتاده و غیر فعال می شود.

وی اعتقاد دارد که مغز ممکن است برای اهداف زیست شناختی عالی تر چنین واکنشی نشان دهد. افرادی که عاشق هستند هنوز هم می توانند در زندگی خود تصمیمهای مهم اتخاذ کنند برای مثال درباره یک تجارت مهم یا موضوعات غیر احساسی تصمیم گیری کنند و این نوع سلامت عقلی ممکن است شرایطی را ایجاد کند که دوستانشان برای متقاعد کردن آنها در ترک این احساس در روابط غیرعاقلانه با چالش رو به رو شوند.

اسکن‌های مغزی همچنین نشان می دهد که بخش‌هایی از مغز که احساس را کنترل می کنند و بخش دیگری که درگیر احساسات منفی است نیز غیر فعال می شود به همین دلیل افرادی که عاشق هستند با رضایت کامل زندگی می کنند و همواره احساس شادی کرده و زمانی که عاشق هستند از این که اتفاق بدی رخ دهد هیچ واهمه ای ندارد.

مطالعات نشان می دهد که دوپامین شیمی مغز هنگامی که فرد عاشق است، در سطح بالاتری قرار دارد. دوپامین کلید تجارب لذت و درد است که با لذت، اعتقاد و رضایت ارتباط دارد و ممکن است یک تغییر ناگهانی در سطح این ماده شیمیایی موجب شود که دست کشیدن از عشق دشوار شود.

آزمایش‌ها نشان می دهد که استفاده از داروهای شبه افیونی چون کوکائین در افزایش سطح دوپامین مغز تأثیری مشابه عاشق شدن دارد.

یکی از عوارض جانبی افزایش دوپامین کاهش یک ماده شیمیایی دیگر به نام سروتونین است، هورمون کلیدی که حالات و اشتهای ما را تنظیم می کند.

کاهش سطح سروتونین در افرادی که دچار اختلال وسواس فکری عملی هستند نیز توضیح دهنده این است که چرا عشق می تواند ما را مضطرب و عصبی کند.

در رابطه با تغییرات شیمیایی در زمان عاشق شدن تغییرات مرتبط با آدرنالین بارزترین تغییر است. این هورمون علتی برای سرعت ضربان قلب، عرق کردن کف دست، خشک شدن دهان هنگام دیدن کسی است که دوستش داریم.

همین هورمون در زمانی که ما وحشت زده می شویم نیز ترشح می شود.

روانشناسان هنوز تلاش می کنند به درک این مسئله برسند که چرا یک فرد به طور مخاطره آمیزی نگران شده و همه چیز خود را به خاطر عشق به خطر می اندازد.

 

مرکز مشاوره دانشگاه تهران

سلام

مرکز مشاوره تهران

 

http://counseling.ut.ac.ir/

نقش سلامت روان در ظهور رفتارهای پرخطر نوجوانان

نقش

 سلامت روان 

در ظهور رفتارهای پرخطر نوجوانان

http://www.ensani.ir/fa/content/21687/default.aspx

رویکردهای مختلف در روانشناسی

سلام

آیاروانشناسی اثبات گرایانه غربی

با دین درتعارض وتضاد است؟

تفاوت واشتراک رویکردهای مختلف روانشناسی

در چیست؟

برا ی دریافت پاسخ به سوال خود

این مقاله جامع را مطالعه کنید

http://journals.ut.ac.ir/page/download-GcMsuRYV_Mg.artdl

عدم برگزاری کلاس دکتر کریمی

با سلام

کلاس های دکتر کریمی

 در

پنج شنبه هفته جاری

برگزار نخواهد شد

جابجایی کلاس درس هفته آینده

سلام وقت خوش

قابل توجه دانشجویان محترمی

 که

درس زبان تخصصی۱

و

آمارتوصیفی

با بنده دارند

کلاس های هفته آینده

در روز پنج شنبه  ۹آذر

برگزار خواهد شد

Comparison of Early Maladaptive Schemas in Neurotic Perfectionism and Non-Perfectionist Middle Schoo

سلام

مقاله زیر

برروی دانش آموزان

شهر کنگاور

اجرا وچاپ شده است

Comparison of Early Maladaptive Schemas in Neurotic Perfectionism and Non-Perfectionist Middle School Students

نویسندگان

دکترعلیرضا آقایوسفی

برزوامیرپور

 متن كامل (PDF)

 

تأثير خشونت‌های خانگی در مادران باردار

تأثير خشونت‌های خانگی در مادران باردار

بر

پيامد حاملگی

 متن كامل PDF

ضرب المثل های پارسی

در جدول زیر ضرب المثل های پارسی بر اساس حروف الفبا دسته بندی شده اند که شما عزیزان علاقمند به آشنایی هر چه بیشتر زبان پارسی می توانید با کلیک روی هر حرف ضرب المثل هایی که با همان حرف انتخابی شما شروع میشوند را مشاهده و مطالعه بفرمائید.

شناخت اجتماعی

دوفصلنامه علمی ـ پژوهشی

فصلنامه شناخت اجتماعی توسط دانشگاه پیام نور استان تهران و انجمن روانشناسی اجتماعی ایران، با هدف توسعه و گسترش علم روانشناسی به انتشار می رسد. و از محققان و علاقه مندان که در موضوعات و محور های زیر مطالعه می نمایند دعوت می کند مقالات خود را به فرمت مجله ارسال نمایند.

برخی از محور­های مجله به شرح زیر می­باشد:

اسناد

مقایسه اجتماعی

سبک زبان شناختی

پرخاشگری

همدلی

عاطفه

کلیشه سازی

تعارضهای گروهی

ادراک اجتماعی

حافظه

شباهت

هویت اجتماعی

طرحواره های اجتماعی

برانگیختگی

کنترل

نگرش

تغییر نگرش

تصمیم گیری و حل مسآله

استدلال اجتماعی

استدلال

تعارض

اضافه بار شناختی

اثر ناظر یا شخص سوم

پدیده جهان عادل

خویشتن

همرنگی

شناخت اجتماعی

ارزشیابی شناختی

نقش اجتماعی

پیشداوری

خودپنداره

هماهنگی شناختی

نا هماهنگی شناختی

خود آگاهی

نوع دوستی


پست الکترونیکی:

sc@pnu.ac.ir

 

آدرس تارنمای مجله

http://sc.journals.pnu.ac.ir/

صاحب امتیاز

دانشگاه پیام نور

مدیر مسئول

دکتر مجید صفاری نیا

سردبیر

دکتر حسین زارع

مدیر داخلی

دکتر محمد اورکی

مدیر اجرایی

مریم زمانی

 

 

ابتلا به سرطان در بزرگسالی با کتک خوردن در کودکی

ابتلا به سرطان در بزرگسالی

با

 کتک خوردن در کودکی

http://www.asriran.com/fa/news/241353/ابتلا-به-سرطان-در-بزرگسالی-با-کتک-خوردن-در-کودکی

اولین کنگره سراسری اعتیاد و رفتارهای پرخطر

با سلام

اولین کنگره سراسری اعتیاد و رفتارهای پرخطر

دانشگاه خوارزمی

شروع ثبت نام: 1391.8.16

شروع ارسال چکیده: 1391.8.16

پایان ارسال چکیده : 1391.11.15

اعلام نتایج داوری: 1391.12.01

شروع ارسال خلاصه مبسوط مقاله: 1391.12.01

پایان ارسال خلاصه مبسوط مقاله: 1392.01.15

اعلام نتایج ارائه مقالات به صورت سخنرانی و پوستر: 1392.01.30

پایان ثبت نام: 1392.02.10

شروع برگزاری کنگره: 1392.02.17

پایان برگزاری کنگره:

—مارسيا (1996 )و چهار مرحله مختلف در شكل گيري هويت

 
—مارسيا (1996 )و چهار مرحله مختلف در شكل گيري هويت
—چهار وضعيت هويتي بر اساس دو بعد جستجو و تعهد نسبت به نقش هاي بزرگسالان تعيين مي شود
—هويت سردرگم : افراد داراي ميزان كاوش و تعهد پايين
—هويت زودرس:  افراد داراي تعهد بالا ولي ميزان كاوش گري پایین
—تاخير در هويت : افراد داراي تعهد پايين ولي كاوش گري بالا .
—هويت پيشرفته: افراد داراي كاوش گري بالا و تعهد بالا

مؤلفه هاي رشد اجتماعي:

مؤلفه هاي رشد اجتماعي: 

آليس وايزمن تشخيص رشد اجتماعي را از رشد ذهني هم دشوارتر مي داند و آن سطحي از مهارت در روابط اجتماعي است كه بتوان با مردم به راحتي زندگي كرد و سازگار شد. از نظر وايزمن مؤلفه هاي رشد اجتماعي عبارتند از:

استقلال، توانايي انجام كارها بدون كمك گرفتن از ديگران

 -حد استقلال، عدم زياده روي در استقلال و منزوي شدن از ديگران
 - پذيرش مسئوليت، پذيرش وظايف و درگير شدن با امور در حد توان
  -آينده نگري و توجه به زندگي فردا و برنامه ريزي براي آن
  -ميانه روي، مشخصه اصلي بلوغ اجتماعي و اعتدال در كليه امور و كارها
 - اميدواري، خوش بيني و داشتن روحيه قوي در موقعيت هاي ناگوار
 - شوخي و بذله گويي و جدي نگرفتن امر عادي و معمولي زندگي

رشدشناختی

باسلام

در ارتباط با

رشد شناختی

فایل پاورپوینت جامعی

را

درلینک زیر قرارداده ام

دانلود کنید

http://s3.picofile.com/file/7554044408/cognitive_development.ppt.html

روان شناسی ایران در سه اپیزود

روان شناسی ایران در سه اپیزود

نویسنده : دکتر حسین کاویانی‏

برگرفته از وبلاگ آقای حسن شفیعی

http://hshafiee.persianblog.ir/post/158/

از زمانی که روان‏شناسی با عنوان پسیکولوژی(یا علم روح)راه خود را از علم‏النفس جدا کرد،قریب 70 سال می‏گذرد.اگر رشد این موجود طبیعی بود،بایستی حالا درختی تنومند و پربار می‏بود که نیست.بخشی از این سرنوشت به شرایط زمانه بازمی‏گردد و بخشی از آن به خصلت‏های شخصیتی روان‏شناسان و اشکال در شیوه ارتباط آنها با یکدیگر مربوط می‏شود.این مقاله تلاش می‏کند تا با بررسی روان‏شناختی جامعه روان‏شناسی‏ ایران،در طول 70 سال اخیر،تصویر روشنی از موانع رشد طبیعی روان‏شناسی ارائه دهد. بی‏شک نسل جدید روان‏شناسان برای اجتناب از تکرار اشتباه اسلاف خویش،نیاز به‏ بازنگری راه پیموده شده دارد.

ادامه مطلب


اپیزود اول:وقتی روان‏شناسی،روان‏شناسی نبود

می‏شود ادعا کرد که روان‏شناسی در سرزمین ما،عمری‏ هزار ساله دارد؛از آن‏زمان که اگر کلمه«روان‏شناسی»را میان‏ اهل علم و بحث فحص بر زبان می‏آوردی،احتمالا خیره‏ نگاهت می‏کردند که داری با کدام زبان سخن می‏گویی!؟چرا که‏ آن‏زمان«علم‏النفس»محل بحث اهل عمل بود.علم‏النفس طفل‏ شیرخوار«مادر فلسفه»بود.علم‏النفس نخست در زهدان ذهن‏ ارسطو دریونان باستان نطفه بسته بود و پس از تولد در دامان‏ فلسفه ارسطویی ارض را طی کرد و به بلاد مختلف،از جمله به‏ باختر زمین و ایران‏زمین فرستاده شد(مراجعه کنید به حجتی، 1361).علم‏النفس تا قرن نوزدهم طفل شیرخوار«مادر فلسفه»باقی‏ ماند آن‏که وونت آلمانی با اکسیری که در آزمایشگاه لایپزیک‏ ساخته بود و با لطایف الحیل و کرامات پنهان و آشکار و به زبان‏ خودمانی،«به هزار کلک»،این طفل وابسته و دلبسته به شیر مادر را به زور دگنگ از شیر گرفت(آراسته،1348)و چنین بود که‏ صدای ونگ ونگ این طفل نوپا،عالم‏گیر شد.

نگاه خیس«مادر فلسفه»بدرقه راه این طفل نوپا شده‏ بود.تا به حال،این مادر قرن‏ها و هزاره‏ها،جگر گوشه‏های‏ زیادی،مانند شیمی و فیزیک و ستاره‏شناسی قس‏علی‏هذا را سروسامان داه و روانه کوچه و بازار کرده است و احتمالا به همین دلیل برخی علما در طول تاریخ تکرار کرده‏اند که«آدم خار بیابان بشود،ولی مادر نشود!»و همین جمله جان‏گداز است که باعث شده«حضرت مادر فلسفه»هرگز طفل‏های خودرا فراموش نکند و نوستالژی‏ آنها هم‏چنان در ذهنش باقی بماند.

امابر سر این طفل مادر از دست داده،چه آمد؟ جدایی این‏ طفل نوپا درست پس از انقلات صنعتی اتفاق افتاد،یعنی آن‏زمان‏ که آدمی(یعنی همین جان و استیو فرنگی‏ها یا اصغرآقا و احمد آقای خودمان)به همت پیشرفت علم و نوآوری‏های‏ همقطارانش،انرژی را به مهار درآورده و کوره‏های آتش برپا کرده بود تا سنگ را آب و آب را آهن کند(سحر و جادو از این‏ بالاتر؟)؛دیگر حساب و کتاب،عدد و رقم،تجربه و آزمایش، محاسبه و معامله،حرف آنها را می‏زد.رآلیسم جای رمانتیسیسم را می‏گیرد و ژان‏وال‏ژان جای خودرا به شارل بواری می‏دهد(سید حسینی،1353).

این،یعنی حرف‏های رویایی و احساسی بس!وقت تکیه بر واقعت و طبیعیت است.و به این ترتیب،طفل نوپا راهی جز پیوستن به مدرسه علوم طبیعی نداشت؛مدرسه دیسیپلین،نظام‏ مشاهده و تجربه.و حال می‏شود احساس کرد که آن طفل وابسته‏ و دلبسته مادر،چه زجرها و رنج‏ها که کشید،تا بتواند با محیط جدید سازگار شود.چه بسیار که این طفل لوس وابسته،بغض کرد و گوشه‏گیر شد و به ذهن‏گرایی محیط مادری پناه برد(مانند نهضت‏ روان‏کاوی)،اما به تازیانه معلمان سخت‏گیر مدرسه علوم طبیعی‏ از کنج خیالی بیرون آمد و دوباره به جمع دوستان و هم‏ مدرسه‏ای‏ها که در حیاط واقعیت مدرسه رشد می‏یافتند،پیوست.

و اما در ایران،از آن‏زمان که روان‏شناسی، «روان‏شناسی»نبود و به آن علم روح(یا پسیکولوژی) می‏گفتند،قریب به 70 سال می‏گذرد؛یعنی زمانی که هنوز طفل«علم‏النفس»از شیر«مادر فلسفه»ارتزاق می‏کرد، تحصیل کرده‏های ما،وقتی از باختر زمین برگشتند،دست‏ طفل نوپا گرفتند و به فرزندخواندگی به سرزمین آبا و اجدادی خود آوردند.به این ترتیب،طفل ما نه از دامان‏ «مادر فلسفه»وطنی،بلکه از طریق فرزندخواندگی، پاورچین،پاورچین،به محافل علمی را ه پیدا کرد.هرچند در ابتدا،جماعت بروبر به این موجود جدیدالخلقه نگاه‏ می‏کردند و گاه طعنه و کنابه و مخالفت شنیده می‏شد و بدتر از آن،برخی از این جماعت پشت‏پایی هم می‏زدند و چیزی نمانده بود که طفل معصوم سکندری بخورد و از صفحه روزگار محو شود،اما پس از مدتی جای خود را باز کرد.

اپیزود دوم:وقتی روان‏شناسی،روان‏شناسی شد

دو تن،دکتر علی اکبر سیاسی و دکتر محمد باقر هوشیار،این‏ فصل از زندگی طفل را(که حالا می‏رفت دوره کودکی را پشت‏ سر بگذراد)ورق زدند.آنها تلاش کردند بین این طفل تازه‏وارد و طفل در دامان مادر مانده؛یعنی علم‏النفس،تشابه و قرابت بیابند و راه را برای بومی کردن این پدیده تازه از راه رسیده،باز کنند (سیاسی،1317).به این ترتیب،پس از برگزاری مراسم‏ فرزندخواندگی،مراسم نام‏گذاری صورت گرفت و اسم‏ «روان‏شناسی»بر آن نهاده شد.روان‏شناسی از اول با علم‏النفس‏ دعوایی نداشت و علم‏النفس هم با این موجود تازه‏وارد،احساس‏ قرابت و هم‏خونی می‏کرد و آنرا برادری می‏دانست که فرنگ‏ رفته و نو و نوار و شیک‏وپیک شده است؛و مگر می‏شود آدم از برادر خودش هم بدش بیاید؟!

روان‏شناسی،حالا بزرگ‏تر شده بود و راحت می‏توانست‏ جولان بدهد و توانایی‏های خود را به رخ این و آن بکشد.حالا در مجامع علمی اگر می‏خواستی فیس بدهی و حرف‏های قلمبه و سلمبه بزنی،می‏توانستی اسم«روان‏شناسی»راه به زبان‏ بیاوری و نشان بدهی که او را می‏شناسی.اما روان‏شناسی دیگر به دوره نوجوانی و بلوغ رسیده بود و فی الواقع درگیر«بحران‏ هویت»بود.به این ترتیب،رفتارهای متضادی از او سر می‏زد و گاه مثل پاندول این‏ور و آن رو می‏شد.از یک‏سو،بر آزمون‏ تجربه و سنجش و عینیت پای می‏فشرد و از طرف دیگر،یک‏ مرتبه هوایی می‏شد و مرتکب ذهنیت‏گرایی و فلسفه بافی‏های‏ بازمانده از دامان مادر؛و جالب اینجا بود که همه مردم و حتی‏ برخی مجامع علمی قدیمی و جدیدی،این دومی را راحت‏تر می‏فهمیدند(نمی‏دانم شاید به دلیل همان دوگانگی و دوپارگی‏ اولی بود که عده‏ای سعی می‏کردند آن را حل کنند)

در این دوره،روانکاوی بر سر روان‏شناسی ما سایه سنگینی‏ انداخت؛ذهنیت‏گرایی و آزمون ناپذیربودن مفاهیم آن‏ نمی‏گذاشت روان‏شناسی علمی نفس بکشد.روانکاوی به فرد

اجازه می‏داد که از هرحرکت یا هرحرف و نشانه‏ای،تعبیر و تفسیر بیرون بکشد؛تعبیرهایی که نه آزمون‏پذیر بودن و نه‏ ابطال‏پذیر.چیزی که ما را به یاد ادعای ملانصر الدین می‏اندازد.که‏ میخ افسار خرش را بر زمین کوبید و گفت اینجا مرکز زمین است، اگر کسی قبول ندارد،برود وجب کند.این سایه آن‏قدر سنگین‏ بود و چنان اثر مخربی بر حیات روانی مردمان ما گذاشت که‏ می‏خواهم برای اولین‏بار در تاریخ روان‏شناسی ایران فرضی را مطرح کنم؛فرضی که علت پدیده فرزندسالاری در دو دهه اخیر را،بدعمل‏کردن روان‏شناسان تربیتی دههء 1340 می‏داند درست‏ در همان زمان،نظام آموزش و پرورش ایران متوجه می‏شود که‏ مانند همه دنیا باید از روان‏شناسی نیز سود ببرد.در همین زمان، چوب و ترکه تنبیه از دست معلم و ناظم و مدیر گرفته می‏شود و نظریه«بچه باید آزاد گذاشته شود»،جایگزین نظریه سنتی«تا نباشد چوب تر...»می‏شود.

مشکل این نبود که چوب و ترکه از دست معلمان و مربیان گرفته شود،بلکه مشکل از آن‏جا شروع شد که با کنار گذاشتن چوب‏تر،دیسیپلین و انضباط هم کنار گذاشته شد.گفته می‏شد که اگر به بچه سخت بگیری‏ «عقده‏ای»می‏شود(و احتمالا کلمه«عقده‏ای»از همان‏جا وارد ادبیات عامه شد).کدام‏یک از ما به یاد نمی‏آوریم‏ مصاحبه،سخنرانی یا مقاله فلان روان‏شناس را که به‏ آزاد گذاشتن کودکان و نوجوانان تشویق می‏کرد،بدون این‏ که بر دیسیپلین و نظم تأکید کند.و آش واقعا وقتی شور شد که هر«از گرد راه رسیده‏ای»از رشته‏های جانبی‏ (مانند علوم تربیتی،مشاوره،مددکاری و...)،خود را روان‏شناس خواند و در رسانه‏ها با اضافه کردن پیشوند «دکتر»به اول نام خود،«دکتر فلان»،متخصص روان‏شناسی‏ نامیده شد و به اشاعه نظریات بدیع خود در این زمینه‏ پرداخت.

از کسانی که باخواندن این سطور رگ گردنشان‏ بیرون زده،استدعا دارم زیاد بر من خرده نگیرند،به خدا قسم قصد بردی ندارم«بحران هویت»دوران بلوغ‏ روان‏شناسی،گاه کار را به کشمکش می‏کشاند.سر پرسودای نوجوان ما،گاه او را از واقع‏گرایی به رمانتیسیستم‏ و از مانتیسیسم به سرزمین هور قلیایی می‏برد.

اپیزود سوم:وقتی روان‏شناسی علم شد

حلال روان‏شناسی جوان شده و مخش را به کار انداخته بود و برای اثبات حرف‏هایش،به جای قسم و دادوفریاد و هیجان،به‏ دنبال شواهد می‏گشت.آزمون واقعیت در دستور کار روان‏شناسان‏ قرار گرفته بود.دیگر نمی‏شد،در جمعی که روان‏شناسی در آن‏ حضور داشت،از سر بخارات معده حرف زد و قسر در رفت. ذهنیت‏گرایی رو به افول بود و آفتاب عینیت‏گرایی روبه دمیدن.

از آن‏زمان که اگر کسی می‏خواست پژوهش کند،صاف‏ می‏رفت چهارتا سئوال می‏ساخت و اسمش را می‏گذاشت‏ پرسشنامه و بعد می‏داد عده‏ای پر می‏کردند و گزارش آن را مانند وحی منزل چاپ می‏کرد(و شاید هم چاپ نمی‏کرد)،ده‏ها سال‏ گذشته است و اینک سال‏هاست واژه«متدلوژی»(همان روش‏ شناسی خودمان)وارد ادبیات روان‏شناسی این سرزمین شده است. هرچند در گوشه و کنار وقتی از یک طرح تحقیقی ایراد می‏گیری،می‏شنوی که«این ایرادات پرت و پلاست»و«اصلا کدام آزمون فارسی روایی و پایایی دارد که این‏یکی داشته‏ باشد».اما،اما،اما،روند روان‏شناسی علمی امیدوارکننده است.

بگذارید از فرصت حسن استفاده را بکنیم و خارج از همه‏ شوخی‏ها،از براهنی هم نامی به میان آورم.دراین روند،نام‏ براهنی مانند ستاره‏ای است که در میان ستارگان این شب‏ خاکستری،بیشتر می‏درخشد.با براهنی،اولین‏بار از طریق کتاب‏ «مبانی نظری آزمون‏های روانی»(براهنی،1351)آشنا شدم و بعد با خواندن«روان‏آزمایی»(براهنی،1361).چراغ اولین دوره‏ کارشناسی ارشد روان‏شناسی بالینی در انستیتو روان‏پزشکی تهران‏ را براهنی روشن کرد.دوره‏ای که نسلی از روان‏شناسان جدید ایران را پدید آورد واحتمالا وزنه مؤثری در روان‏شناسی مملکت‏ خواهند شد.براهنی انسانی علمی،دقیق و معتقد به متلوژی بود و روحیه‏ای انرژی‏بخش و طنزی دگرگون ساز داشت.براهنی اهل‏ بزرگ‏نمایی و سروصدا نبود.او بی‏سروصدا و خاموش در زادگاه‏ خود تبریز،جامعه روان‏شناسی ایران را بدرود گفت و البته خبر آن

در عصر اطلاعات و ارتباطات،دو هفته‏ای طول کشید تا از تبریز به ما برسد.می‏خواستم او را پدر روان‏شناسی علمی ایران لقب‏ دهم،دیدم که تاکنون برای این یتیم،آن‏قدر پدرمعرفی کرده‏اند که برای حفظ آبرو بهتر است از چنین پیشنهادی چشم‏پوشی کنم.

براهنی الگو بود.با آنکه کهنسال بود،اما هیچ شباهتی‏ با دایناسورها نداشت.با آنکه تا آخر عمر جوان فکر کرد، اما به خود اجازه نداد در کهنسالی سمت بپذیرد.در عوض‏ تلاش کرد نسل جوان روان‏شناسان ایران را پرورش دهد و راهنمایی کند.در ملک ما که خدا را شکر مهد علم و هنر و همه چیزهای خوب است،گاه از سر تعارف به‏ بازنشستگان سمت‏های مادام‏العمر می‏دهند.درست‏ برخلاف باخترنشینان که برای حفظ جایگاه بازنشسته و نیز سپردن امور به ذهن‏های چالاک،او را بدون تعارف از سمت‏ها کنار می‏گذارند و البته جایگاهی تحت عنوان استاد ممتاز به وی اعطا می‏کنندتا امکان انتقال تجربه از نسل‏ قدیم به نسل جدید فراهم باشد.و ما درستی براساس‏ ذکاوت و هوش خدادادی،درست خلاف این را عمل‏ می‏کنیم و التبه به همین دلیل است که گوی سبقت را در زمنیه‏های علمی از جهانیان ربوده‏ایم.این موضوعی است‏ که اهمیت پرداختی به پدیده دایناسورگرایی در روان‏شناسی ایران را مورد تأکید قرار می‏دهد.پدیده‏ای که‏ حقیر جرأت پرداختن به آنرا ندارم؛چرا که هیچ‏کدام از ما حال و حوصله ندارد که لقمه چپ دایناسورها شود!

امروز به برکت برنامه‏های رایانه‏ای،دنیای دایناسورها بازسازی شده است و می‏توانی رو به روی تلویزیون‏ بنشینیم و محو دنیای شگفت‏انگیز دایناسورها شویم راستش‏ دایناسورها جانوران باهوش و نجیبی بودند که وقتی‏ دوره‏شان تمام شد،منقرض شدند و راه را برای جانوران‏ بعدی باز کردند.این را می‏گوینداند مرام!حالا فرض‏ کنید،یک از این دایناسورها برخلاف نوع خود،بر ماندن‏ و تداوم بقا اصرار می‏ورزید.آن موقع همه چیز به هم‏ می‏ریخت و این جانور نجیب تبدیل به موجودی خبیث‏ می‏شد که جلوی رشد نسل‏های بعدی را ناخواسته‏ می‏گرفت.یادمان باشد وقتی به دوره دایناسوری خود نزدیک شدیم،سریع جای رابرای بعدی‏های باز کنیم و بگذاریم خاطره نجابت و شرافت ما در اذهان باقی بماند.

*** من شک ندارم روان‏شناسی جوان ما با همه سختی‏ها و ناملایمات و و پستی و بلندی‏ها،آینده خوبی پیش رو دارد،به‏ شرط آنکه این آفات را از خود بزداید:

آفت نخست:تضاد نان و علم(یا ماجرای مدرک‏گرایی)

انگیزه‏های متعدد اجتماعی و فرهنگی،استعدادهای ما را هل‏ می‏دهد به طرف مدارک تحصیلات تکمیلی.ای بابا،مگر می‏شود بدون مدرک دکترا اجازه دهی در رسانه‏ها دکتر خطابت کنند و بعد دنبال مدرکش نباشی؛چیزی که درست باید برعکس‏اش‏ باشد.حالا نگاه کنید به وضعیت دانشجوی دوره‏های تکمیلی که‏ مجبور است درس خود را یدک بکشد و درعین‏حال در چند جا مشغول کار باشد،دبیرستان؛مسئول مرکز مشاوره؛مدرس‏ دانشگاه و از این قبیل.و خفن‏تر از همه اینکه حالا این وضعیت‏ به یک سندرم تبدیل شده است و دانشجوی دکترای ما،در حالی‏ که دکترش می‏نامند وحتی در سانه‏ها ظاهر می‏شود،با همین‏ لقب و عنوان،سال‏ها طول می‏کشد تا مفتخر به کسب درجه دکترا شود.

و واویلا وقتی که در این شرایط،دانشجوی دکترا هم باشی و تقلب هم چاشنی امتحانت باشد.تازه استاد هم که شدی،درد نان‏ رهایت نمی‏کن و مدرک‏گرایی جای خود را به تدریس‏زدگی‏ می‏دهد.وقتی کار استاد از این کلاس به آن کلاس رفتن باشد، چگونه می‏توان انتظار داشت ک آپ-تو-دیت هم باشد و سر کلاس حرف‏های تکراری نزند.فراتر از آن،اینکه چگونه‏ انتظار داریم در چنین شرایطی مدرس شبانه‏روزی ما،فرصت‏ تحقیق هم بیابد.

آفت دوم:تمایزطلبی رشته‏ها

با بازگشایی دانشگاه‏ها،نظام آموزش عالی یک اقدام‏ شگفت‏انگیز کرد که در هیچ کجای دنیا سابقه نداشت و ما

پیشگام آن بودیم؛دادن گرایش بالینی و کودکان استثنایی به‏ روان‏شناسی درمقطع لیسانس.یعنی قبل از آنکه غوره شویم، کاری کردند که همگی احساس مویزی کنی.و اتفاقا تمایزطلبی‏ از همین‏جا شروع شد.چه خوشبخت آنکه بالینی بود(از جمله‏ خود بنده)و چه سرافکنده و ناکام آن‏که گرایش دیگری به او تعلق گرفته بود و اما همه جا آموزش‏ها(حتی در مقطع فوق‏ لیسانس)نظری بود و حسرت از نبودن تمرین‏های عملی یا پراکتیس (practice) .

به این ترتیب،مباحث پایه‏ای روان‏شناسی عمومی که زیرساز تمامی گرایش‏های روان‏شناسی کاربردی است،به کنار گذاشته‏ شد و بعضی زمینه‏ها بی‏صاحاب ماند.از جمله روان‏شناسی‏ سازمانی و صنعتی که اگر بدانید چقدر پول در آن خوابیده‏ است.آن‏وقت لابد همه می‏خواستند خود را روان‏شناس‏ سازمانی و صنعتی بنامند و لابد سمت بالینی دیروز خود را منکر می‏شدند.چه کنیم که فعلا دوغ و دوشاب را به یک قیمت معامله‏ می‏کنند.کی به کی است،تاریکی است.ای بالینی‏ها بشتابید که‏ فعلا روان‏شناسی سازمانی و صنعتی آدم را یاد نان و روغن‏ می‏اندازد.

آفت سوم:خست علمی

ویژگی دیگر روان‏شناسی ایران،خست علمی اصحاب این‏ رشته است.ازا استاد که مقاله یا کتابی را می‏نویسد تا دانشجویی‏ که مقاله یا بخشی از یک کتاب را به میمنت تکنولوژی(فن‏آوری‏ خودمان)کپ می‏زند،در دادن آن به دیگری خست می‏ورزند. بی‏آنکه بدانیم،رشد ما در نشان دادن سخاوت علمی ماست.من‏ در محیط رشد یافته بیشتر رشد می‏کنم،پس با رشد محیط پیرامون خود،خودم را رشد می‏دهم.

آفت چهارم:تحقیق از سر تفنن و نه از سر نیاز

در این سرزمین،تحقیق بوی نان می‏دهد،چه در قالب‏ رساله‏های دانشجویی که در انبار کتابخانه‏ها دفن می‏شوند و چه‏ در قالب طرح‏های تحقیق،بی‏زی‏نس (business) نان و آب‏ داری فراهم می‏کند.البته که این‏گونه تحقیقات از سر نیاز است؛ نیاز شکم.

گاهی این نگارنده حقیر با خودم فکر می‏کنم که اصلا چرا باید به مخمان فشار بیاوریم.خدا را شکر،مملکت ثروتمندی‏ داریم.همین‏جوری هم روی چاه‏های نفت غلت می‏زنیم و دلیلی‏ ندارد به خودمان زحمت بدهیم که تحقیق کنیم.همین‏ خارجی‏های فقیر بدون نفت،چمشان کور،تحقیق می‏کنند،ما هم از نتایج تحقیقات آنها حسن استفاده را می‏کنیم و چه دلیلی‏ دارد خودمان را به زحمت بیندازیم.در این راستا چند پیشنهاد به‏ ذهن هرعاقلی می‏رسد که:

1-وزیر محترم علوم،تحقیقات و فناوری در یک جلسه‏ اضطراری،با تصویب طرحی تمامی رشته‏های دانشگاهی را منحل نماید و تنها در رشته ترجمه زبان‏های خارجی دانشجو بپذیرد.به این ترتیب،مانع زبان از میان برداشته می‏شود و آخرین یافته‏های علمی در اولین فرصت به فارسی ترجمه‏ می‏شود و در اختیار ملت غیور ما قرار می‏گیرد.

2-از آنجا که کار اصلی را ما در ترجمه انجام داده‏ایم و ترجمه هم یک هنر است و هنر هم نزد ایرانیان است و بس، پیشنهاد می‏شود مطالب ترجمه شده را پشت سرهم بنویسیم و از آن کتاب و مجله بسازیم و اسم خودمان را هم بگذاریم‏ روی جلد.به این ترتیب،آقایی و برتری خود را به‏ روان‏شناسان جهان ثابت خواهیم کرد و چشم حسود کور خواهد شد.اگر هم نشود،می‏توانیم جور دیگری حالشان را بگیریم.

3-اگر کسی این عرض بنده را قبول ندارد،می‏تواند ده بار از روی این طرح بنویسد تا به کله مبارکش فرورود.

آفت پنجم،کلکسیون انجمن‏های رنگارنگ

از هرچه عقب افتادیم،در یک چیز رکورد داریم و آن تعداد انجمن‏های منتسب به روان‏شناسی است که روان‏شناسی ایران را در سطح جهانی رکورددار کرده است.این نکته‏ای است که نشان‏ می‏دهد ماخیلی باحال هستیم.اساسا یکی از ویژگی‏های ما ایرانی‏ها این است که وقتی دو نفریم،رفیقیم(یعنی مجبوریم

رفیق باشیم)و وقتی سه نفر شدیم می‏زنیم به تیپ هم.و همین‏ ویژگی است که معجزه می‏آفریند.شاید ما تنها ملتی باشیم که از نظر فراوانی انجمن‏های روان‏شناسی،پر تعدادترین هستیم.و از همه شگفت‏انگیزتر این‏که هیچ‏کدام دیگری را قبول ندارد هیچ،دشمن هم می‏پندارد که باید مشت محکمی بر دهان‏ یاوه‏گویان کوبید و قس‏علی‏هذا.حالااگر کسی از سر نادانی از این میان برخیزد و بخواهد حرف از آشتی و ائتلاف و اتحاد بگوید،احتمالابه فرصت‏طلب،ساده‏انگار،لاابالی و این اراجیف‏ معروف خواهد شد.

اصولا در چینین مواقعی،یکی شدن از طرق مختلف میسر است؛از جمله گفت‏وگو،فحاشی،کتک زدن،تهمت زدن، تخطئه کردن،باندبازی،بایکوت و نهایتا دیگری را از صحنه‏ خارج کردن.می‏بینید که با چنین پروژه‏ای،دیگر مخالفی‏ نمی‏ماند که موجب اخلاف شود و ما به یک اتحاد تضمین شده‏ دست یافته‏ایم.واقعا همان‏طور که می‏بینید آدم‏های با حالی‏ هستیم.

همان‏طور که مستحضرید در جامعه«کاردرست» روان‏شناسی ایران،همه چیز خلاف نمونه‏های خارجی آن است و از این لحاظ استثنایی هستیم.به این ترتیب،با توجه به این‏ وارونگی(که بدتر از وارونگی هوا در فصل زمستان در شهر تهران نیست)،چند پیشنهاد می‏دهیم تا شاید مورد استفاده و استعمال قرار گیرد.

1-از امروز تمامی روان‏شناسان از جمله دانشجویان گرامی‏ به جای راه رفتن روی دوپا،یادبگیرند که روی دستان خود راه بروند.

2-از امروز به جای تحقیق و مشاهده علمی و ارائه یافته‏های‏ علمی،به فلسفه‏بافی و ذهنیت گاریی بپردازیم و اسمش را بگذاریم«کار بزرگ»!

3-از امروز به جای سئوال کردن،همگی پاسخ بدهیم. صحیح و غلط آن اصلا مطرح نیست،مهم این است که کم‏ نیاوریم و پاسخگو باشیم.

4-و بالاخره از امروز همه روان‏شناسان ایران به جای‏ استفاه از قشر خاکستری مخ خود،از نخاع خود استفاده‏ کنند.

به این ترتیب،ا در استثناء بودن،گوی سبقت را از جهانیان خواهیم ربود و طرحی نو خواهیم افکند.

من نمی‏دانم چرا همیشه دلم می‏خواهد خوش‏بین باشم.

آینده امیدوارکننده است.به نظر می‏رسد اگر این آفت‏ها زدوده‏ شود،شرایطه به گونه‏ای خواهد شد که روان‏شناسی ایران در آستانه اپیزود چهارم خود قرراگیرد.این را می‏گویند«چشم‏بسته‏ غیب گفتن!».

منابع

آراسته،ر.(1348).سیر روان‏شنسی در غرب(جلد اول).تهران:دهخدا.

براهنی،م.ت.(1351).مبانی نظری آزمون‏های روان،تهران:انتشارات دانشگاه تهران.

براهنی،م.ت.(1361).روان‏آزمایی،تهران:انتشارات دانشگاه).تهران.

حجتی،م.ب.(1361).روان‏شناسی از دیدگاه غزالی و دانشمندان اسلامی،تهران:دفتر نشر فرهنگ اسلامی.

سیاسی،ع.ا.(1317).علم النفس یا روان‏شناسی از لحاظ تربیت،تهران:وزارت معارف.

سید حسینی،ر.(1353).مکتب‏های ادبی،تهران:انتشارات نیل.

؟؟؟؟؟!!!!!!!!

تاب آوری در کودکان

با سلام

درلینک زیر یک پاورپوینت جامع درارتباط با

تاب آوری در کودکان

برایتان قرار داده ام

http://s1.picofile.com/file/7552490000/%D8%AA%D8%A7%D8%A8_%D8%A2%D9%88%D8%B1%DB%8C.ppt.html

Orbit Downloader 4.1.1.13 Final یکی از قدرتمندترین نرم افزارهای مدیریت دانلود می باشد که از نسل جدید وب و ویدئوها و فایل های صوتی و تصویری آنلاین وب سایت ها برای دانلود آسان تر و سریع تر پشتیبانی می کند. این برنامه یک ابزار رایگان جهت دانلود کردن فایل های شما با سرعت بالاتر است. این نرم افزار با کاربری بسیار آسان و همین طور بسیار سبک طراحی شده است. Orbit Downloader بر اساس تکنولوژی P2P و Download از منابع مختلف قادر به پشتیبانی از Protocol های HTTP, HTTPS, FTP, MMS and RTSP می باشد. به کمک این نرم افزار شما تقریباً قادر به دانلود هرگونه فایلی هستید! از بازی ها و کلیپ های فلش گرفته تا ویدئو های سایت های YouTube, Metacafe, MySpace و … یا فایل های RapidShare و Streaming Video ها. مطمئناً چنین ابزاری برای کامپیوتر شما مورد نیاز خواهد بود. از امتیازات بارز این نرم افزار نسبت به برنامه های مشابه می توان به امکانی به نام Grab++ استفاده کرد. با استفاده از این امکان می توان هر نوع فایل فایل فلش یا فیلم یا موزیک را که امکان مشاهده و گوش دادن به آن فقط به صورت آنلاین وجود دارد را دانلود کنید. مثلا فیلم های سایت یاهو را که هیچ برنامه ای نمی تواند آن ها را دانلود کند این برنامه لینک اصلی آنها را شناسایی و دانلود می کند.


قابلیت های کلیدی نرم افزار Orbit:
- ایجاد برچسب برای مدیریت آسان فایل های دانلود شده
- دانلود موزیک، ویدئو و رسانه های آنلاین
- افزایش شتاب دانلود
- سازگاربا مرورگرهای مختلف
- پشتیبانی از پروتکل های HTTP, HTTPS, FTP, MMS, RTSP و RTMP
- پشتیبانی از پیکربندی پروکسی سرور
- پشتیبانی از دانلود Metalink
- پشتیبانی از توقف و ادامه دانلود
- کاملاً رایگان با کاربرد بسیار آسان
- سرعت بسیار بالا در دانلود فایل ها تا ۵۰۰%
- دانلود با سرعت بالا، مشغول نبون CPU، استفاه آسان
- دانلود از سرور های ارائه دهنده P2P یا همان Torrent
- دانلود فایل های YouTube , Rapidshare , Flash ,Music , …
- افزایش سرعت Download تا ۵۰۰ درصد با استفاده از تکنولوژی P2P و Download از منابع مختلف
- توانایی دانلود موزیک های آنلاین از سایت های Support Social Music Download: Pandora، Yahoo، Myspace، IMEEM، Radioblogclub، Lala and more و …
- توانایی دانلود ویدئو های آنلاین از سایت های ، Dailymotion، Myspace، Yahoo، Metacafe، Google و …

http://www.lorddownload.com/?p=4486

بنام دوست که هرچه داریم از اوست
با سلام و احترام
گاهی به عنوان معلم دانشگاه و گاهی در رابطه با نقش­هایی که در سازمان نظام روانشناسی و مشاوره دارم (عضو شورای مرکزی و عضو کمیسیون روانشناسی)، از طرف همکاران ارجمند و دانشجویان گرامی از من در مورد مسایلی از حرفه سئوال­هایی پرسیده می­شود. شاید نوشتن متن زیر پوششی برای این امر است که نمی­توانم به پرسش­های این عزیزان، انفرادی و جدا جدا پاسخ بدهم. البته اعتراف می­کنم که فرصت را غنیمت شمرده علاوه بر برخی پرسش­های متداولِ اعضای حرفه، سئوال­هایی را نیز خودم مطرح و به آنها پاسخ می­دهم که تاکنون کسی از من نپرسیده است.
...
ادامه مطلب در فایل پیوست
پورشریفی
لینک دانلود

پایان نامه

باسلام

قابل توجه دانشجویان محترم رشته روانشناسی

که درس پایان نامه را انتخاب می کنند

به دلیل ثبت شدن گروه آنها درسیستم گلستان

نسبت با انتخاب قطعی استادراهنمای خود

درابتدا اطمینان حصول کنند

و از کار همزمان با مدرسین اجنتاب کنند

لذا

درابتدای هر ترم دانشجویان موظفند

حداکثر دوهفته

پس از انتخاب واحد استاد راهنمای خود را به طورقطعی مشخص کنند

 تغییر مکرر استادراهنما برای ثبت آن

در سیستم گلستان مشکلاتی رابرای

همکاران اداری و مدرس به همراه خواهدداشت

 

گنجینه مفاخر

پایان نامه

با سلام

خانم ها فرشته رحمتی-مریم فشی

محیاکرمی-فاطمه پویان مهر

پرستوبرزویی

و

 آقای فرهاداشرف آبادی

جهت مشخص شدن

روند انجام پایان نامه خود روز جمعه

به دانشگاه مراجعه نمایید

عدم برگزاری کلاس های آقای مرآتی

با سلام

به دلیل شرکت درهمایش

کلاس روش ها وفنون تدریس

روز پنج شنبه جاری

آقای مرآتی

تشکیل نخواهد شد

همایش ملی اندیشه راهبردی زن و خانواده

همایش ملی اندیشه راهبردی زن و خانواده

زمان برگزاری:

- همایش ملی: 9 بهمن 1391

محورهای اصلی مقالات:

1- الگوی زندگی اسلامی- ایرانی

در مقیاس های فردی، خانوادگی و اجتماعی

2- عدالت جنسیتی

مطالعات نظری- مطالعات کاربردی

(محورهای فوق، در استان ها با در نظر گرفتن اقتضائات استانی می باشد.)

پذیرش مقالات:

1-علاقمندان شرکت در همایش ملی می توانند مقالات علمی خود را در محورهای فوق و زیر محورهایی که در ادامه خواهد آمد تا پایان آبان ماه از طریق پست الکترونیکی اعلام شده، به دبیرخانه همایش ملی ارسال نمایند.

2-مقالات باید واجد ساختار و محتوای علمی و پژوهشی بوده، با نوآوری و رویکرد راهبردی همراه باشند.

3-پس از فرایند داوری در کمیته علمی همایش، مقالات ممتازعلاوه بر ارائه در همایش، در ویژه نامه علمی- پژوهشی به چاپ خواهند رسید و سایر مقالات منتخب نیز در مجموعه مقالات نشست چاپ و منتشر خواهند شد.

4- صاحبان ایده های نو علمی در محورهای اعلام شده نیز می توانند ایده های خود را در قالب 4تا6 صفحهA4 شرح داده، آن را به دبیرخانه ملی همایش ارسال نمایند.پس از داوری علمی این آثار، ایده های برتر در همایش معرفی و در منشورات همایش چاپ و منتشر خواهند شد.

آدرس همایش

http://cws.ut.ac.ir/index.php?option=com_content&view=article&id=37:2012-10-16-12-50-18&catid=10:2012-03-05-06-57-55&Itemid=139

پایان نامه

با سلام

قابل توجه دانشجویانی محترمی

که در ترم جاری پایان نامه را

با بنده انتخاب نموده اند

روز سه شنبه

۱۶آبان ماه

ساعت ۱۴

درکلاس ۱۰۶

حضور داشته باشند

پسرم پارسا

قورباغه ها

Once upon a time there was a bunch of tiny frogs..... Who arranged a running competition.
روزی از روزها گروهی از قورباغه های کوچیک تصمیم گرفتند که با
هم مسابقه ی دو بدند .
The goal was to reach the top of a very high tower.
هدف مسابقه رسیدن به نوک یک برج خیلی بلند بود .
A big crowd had gathered around the tower to see the race and cheer on the contestants . ...
جمعیت زیادی برای دیدن مسابقه و تشویق قورباغه ها جمع شده بودند ...
The race began ....
و مسابقه شروع شد ....
Honestly,no one in crowd really believed that the tiny frogs would reach the top of the tower .
راستش, کسی توی جمعیت باور نداشت که قورباغه های به این کوچیکی بتوانند به نوک برج برسند ..
You heard statements such as:
شما می تونستید جمله هایی مثل اینها را بشنوید
:

'
Oh, WAY too difficult!!'
' اوه,عجب کار مشکلی
!!'

'
They will NEVER make it to the top .'
'اونها هیچ وقت به نوک برج نمی رسند
.'
or:
یا :
'Not a chance that they will succeed.. The tower is too high!'
'هیچ شانسی برای موفقیتشون نیست.برج خیلی بلند ه !'
The tiny frogs began collapsing. One by one....
قورباغه های کوچیک یکی یکی شروع به افتادن کردند ...
Except for those, who in a fresh tempo, were climbing higher and higher....
بجز بعضی که هنوز با حرارت داشتند بالا وبالاتر می رفتند ...

The crowd continued to yell, 'It is too difficult!!! No one will make it!'
جمعیت هنوز ادامه می داد,'خیلی مشکله!!!هیچ کس موفق نمی شه !'

More tiny frogs got tired and gave up....
و تعداد بیشتری از قورباغه ها خسته می شدند و از ادامه دادن منصرف

...
But ONE continued higher and higher and higher....
ولی فقط یکی به رفتن ادامه داد بالا, بالا و باز هم بالاتر ....

This one wouldn't give up!
این یکی نمی خواست منصرف بشه !
At the end everyone else had given up climbing the
tower. Except for the one tiny frog who, after a big effort, was the only one who reached the top!
بالاخره بقیه ازادامه ی بالا رفتن منصرف شدند.به جز اون قورباغه
کوچولو که بعد از تلاش زیاد تنها کسی بود که به نوک رسید !

THEN all of the other tiny frogs naturally wanted to
know how this one frog managed to do it?
بقیه ی قورباغه ها مشتاقانه می خواستند بدانند او چگونه این کا ر رو
انجام داده؟
A contestant asked the tiny frog how he had found the strength to succeed and reach the goal?
اونا ازش پرسیدند که چطور قدرت رسیدن به نوک برج و موفق شدن رو پیدا کرده؟
It turned out ....
و مشخص شد که ...

That the winner was DEAF!!!!
برنده ی مسابقه کر بوده !!!

The wisdom of this story is:
Never listen to other people's tendencies to be negative or pessimistic. ... because they take your
most wonderful dreams and wishes away from you -- the ones you have in
your heart !

Always think of the power words have .
Because everything you hear and read will affect your actions!
نتیجه ی اخلا قی این داستان اینه که
:
هیچ وقت به جملات منفی و مأیوس کننده ی دیگران گوش ندید... چون
اونا زیبا ترین رویا ها و آرزوهای شما رو ازتون می گیرند--چیز هایی که از ته دلتون آرزوشون رو دارید !
همیشه به
قدرت
کلمات فکر کنید .
چون هر چیزی که می خونید یا می شنوید روی اعمال شما تأثیر میگذاره
Therefore:
پس
:

ALWAYS be....
همیشه ....

POSITIVE!
مثبت فکر کنید !

And above all:
و بالاتر از اون

Be DEAF when people tell YOU that you cannot fulfill your dreams !
کر بشید هر وقت کسی خواست به شما بگه که به آرزوهاتون نخواهید
رسید !

Always think:
و هیشه باور داشته
باشید :
God and I can do this !
من همراه خدای خودم همه کار می تونم بکنم

Pass this message on to 5 'tiny frogs' you care about .
این متن رو به 5 "قورباغه كوچولو" که براتون اهمیت دارند بفرستید
.
Give them some motivation!! !
به اون ها کمی امید بدید !!
Most people walk in and out of your life......but FRIENDS Leave footprints in your heart
آدم های زیادی به زندگی شما وارد و از اون خارج میشن... ولی
دوستانتون جا پا هایی روی قلبتون جا خواهند گذاشت

دومین همایش ملی روانشناسی

دومین همایش ملی روانشناسی

دانشگاه پیام نور مهاباد

من که شرکت خواهم کرد شما ها چطور؟

http://psychology-confrance.ir

1. ارسال خلاصه مبسوط لغایت 10 بهمن 1391
2. اعلام نتایج خلاصه مبسوط مقالات: 24 و 25 بهمن 1391
3. آخرین مهلت ثبت نام جهت شرکت در همایش: 30 بهمن 1391
4. اجرای همایش: 17 اسفند 1391
لازم به ذکر است که تاریخ‌های اعلام شده به هیچ وجه تمدید نخواهد شد

محورهای دومین همایش ملی روان شناسی دانشگاه پیام‌نور
دانشجویان و آسیب‌های روانی – اجتماعی
دانشجویان و آسیب‌های نو پدید
دانشجویان و سلامت روانی
دانشجویان و شادکامی
روان‌شناسی سلامت
روان سنجی
مشاوره و راهنمایی
روان‌شناسی شناختی آموزش و یادگیری
روان‌شناسی شخصیت تحولی بالینی
سایر زمینه های مرتبط در زمینه مسایل روان‌شناسی
حسن امین پور
دبیر اجرایی همایش
نام دبير همايش: دکتر علی مصطفایی
مسئول كميته علمي: دکتر حسین زارع
مسئول كميته اجرايي: حسن امین پور
اعضاي كميته علمي:
1. دکتر احمد علی پور، استاد دانشگاه پیام نور
2. دکتر زینب خانجانی، دانشیار دانشگاه تبریز
3. دکتر باباپور، دانشیار دانشگاه تبریز
4. دکتر یوسف کریمی، استاد دانشگاه علامه طباطبائی
5. دکتر علی اصغر کاکوجویباری، دانشیار دانشگاه پیام نور
6. دکتر اسماعیل سعدی پور، دانشیار دانشگاه علامه طباطبائی
7. دکتر محی الدین محمد خانی، دانشیار دانشگاه پیام نور
8. دکتر علیرضا مرادی، دانشیار دانشگاه تربیت معلم تهران
9. دکتر سید داود حسینی نسب، استاد دانشگاه آزاد تبریز
10. دکتر احمد برجعلی، دانشیار دانشگاه علامه طباطبایی
11. دکتر مهناز علی اکبری، استادیار دانشگاه پیام نور
12. دکتر اکبر رضایی استادیار دانشگاه پیام نور
13. دکتر علیرضا آقایوسفی، دانشیار دانشگاه پیام نور

این هم ایک پدیده جالب پژوهشی!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟

عنوان خبر
از این به بعد مقالاتی در اولویت چاپ قرار می گیرند، که از فصلنامه پژوهش های روان شناسی اجتماعی ؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!به عنوان منبع در مقالات خود استفاده کرده باشند.

شما چه فکر می کنید

 آِیا یک مجله می تواند برنویسندگان خود منابع را تحمیل کند؟

آیا افزایش ضریب تاثیر این مجله به دلیل افزایش رفرنس دهی

 دیگر می تواند به دلیل غنای علمی مجله باشد؟؟؟؟؟؟!!!!!!!